محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

115

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

كرده به اعتقاد تمام مطيع و منقاد او گرديدند و در عرض يكدوماه جمعى كثير بر آن مفسد گمراه اجتماع نموده فى الجمله قوّتى گرفت و اكثر امراء و حكام آن سر حد متردد گشته بعضى بنابر مصلحت و بعضى از روى محبّت طريق متابعتش اختيار كردند و چون اين خبر به گوش سولاق حسين تكلو كه حاكم ولايت چمچال و ضابط آن محال بود رسيد ، انديشهء بسيار بر ضميرش مستولى شده يكى از نزديكان خود را كه نوّاب شاه اسمعيل را بخصوصه مىشناخت ، جهت تحقيق و تفتيش اين قضيه بحوالى او فرستاد [ 64 ] ، و آن شخص در صورت مريدان و معتقدان خود را بقرب مجلس او رسانيد ، ملاحظهء تمام نمود و تفتيش حاصل شد « 1 » كه شاه اسمعيل نيست و در دعوى بىمعنى خود كاذب است . آنشخص از آن مقام مراجعت نموده ، سولاق حسين را از حقيقت كار آگاهى داد و سولاق در بحر تفكّر و تدبّر افتاده ، دانست كه بلشكركشى و جنگ برو دست نميتوان يافت . لاجرم بمقتضاى وقت عمل نموده اظهار اطاعت و انقياد كرد و يكى از معتمدان خود را با پيشكشى لايق و عريضه كه مضمونش اظهار غلامى و اخلاص و عرض ملازمت و اختصاص بود پيش فرستاد و خود با لشكر و قشون آراسته در عقب روان گرديد و چون در آن اوقات ، اردوى معظمه در قراباغ و آن حدود بود ، بر سولاق حسين ارتكاب اين حيله نمودن لازم بود . القصه آن مدعى كذّاب از متابعت سولاق حسين و اصحاب نهايت به جهت و سرور و كمال نخوت و غرور بهم رسانيد و قرار سلطنت و استقلال به خود « 2 » داده كوس استيلا فرو كوفت و سولاق حسين بعد از كشيدن پيشكش ، التماس منصب ايشيك آقاسى - گرى نمود . و مسئولش مبذول گرديده چوبى بر زير بغل زده در برابر ايستاد و آنچنان

--> ( 1 ) - م : مشخص او شد . ( 2 ) - م : برخود .